|
نقش بسیج در انتظار و مهدویت | ||
|
تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی ازدیدگاه امام خمینی(ره)1 امام خمینی (س) یک عالم بزرگ دینی است و عالم دین نهتنها آگاه به شئون و قواعد دینی بلکه پاسدار و حافظ آن است. حفظ دین از بدعتها و حفظ اصول و مبانی دین ازانحراف از برجستهترین وظایف هر عالم دینی است؛ همانگونه که طبق روایت کتاب کافی، پیامبر اسلام (ص) در این زمینه فرموده:«اذا ظهرت البدع فیامتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله» (زمانی که در امتم بدعتها آشکار گردید بر عالم و دانشمند است که علم خویش را آشکار کند، پس هرکس چنین نکند لعنت خداوند بر او باد.) احیاء دین احیاء، مصدر باب افعال از ریشه ثلاثی مجرد (حیی و حیاه) میآید. در فرهنگهای عربی حیاه به معانی «ضد موت، (زندگی، هستی، وجود)؛ ضد جمود (سرزندگی، نیروی حیاتی، نیروی زندگانی) و . . . » آمده است. همچنین در باب افعال چنین آمده است:«احیا: اعطی حیاه: زنده کرد، زندگی بخشود (زندگانی (به او) عطا کرد).«انعش: روح داد، صفا داد، (نیرو داد، توان داد، سرزنده کرد)». و نیز در حالت ترکیبی: «احیاء الیل: سهره، شبزندهداری کرد، (شب را بیدار ماند)».بنابرانی احیاء در زبان عربی به مفهوم حیات بخشیدن، زنده ساختن، توان مجدد دادن، صفا و روح و نیرو دادن و . . .است.در فرهنگهای فارسی نیز کم و بیش به همین معانی آمده است، برای نمونه در فرهنگ عمید آمده است:با توجه به مفهوم احیاء، احیاء دین عبارت است از زنده کردن دین، زندگی بخشیدن به دین، سر زنده کردن و توان مجدد دادن به دین. بدین معنا که دین یا ارزشهای دینی را که حیات خود را از دست داده و نیرو و توان خود را فاقد شدهاند، زندگانی، حیات و نیرو و توان ببخشیم.حال آیا «زنده کردن دین» چیز صحیحی است؟ در این مورد میتوان گفت که دین و ارزشهای دینی مایه و اساس حیات و زندگانی افراد و جوامع بشری است، یعنی صفت احیاگری در اصل از آن دین است، همچنانکه در قرآن آمده است:«یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم».(ای کسانی که ایمان آوردهاید، دعوت خدا و دعوت رسول رااجابت کنید. هنگامی که شما را به خیری دعوت میکنند که شما را زنده میکند.)طبعاً دعوت خدا و رسول خدا (ص) به دین و ارزشهای متعالی دینی و حیات معنوی و دینی است، و لذا صفت احیاگری به دین نسبت داده شده است. اما باید دانست که دین هرچند مایه و اساس حیات و زندگانی بشری و احیاگر او است، خود میتواند دچار آلودگی و انحراف و بدعت گردد و بدینسان حیات خود را از دست بدهد و لذا دیگر حالت احیاگری خود را نیز از دست خواهد داد. در چنین شرایطی است دین که مایه حیات هست خود به احیا و احیاگری نیاز پیدا میکند، به تعبیر استاد مطهری: «. . . ما باید زنده نگه داریم، مایه زندگی خودمان را، مثل اینکه آب در حیات جسمانی ما مایه زندگی است، وسیله زندگی ماست، ولی ما باید همین آب را سالم و پاک و زنده وعاری از هر نوع عفونت و آلودگی نگه داریم . . . »از سوی دیگر باید دانست که صفت احیاگری دین در روایات به انسانها هم نسبت داده شده است. برای نمونه در نهجالبلاغه آمده است: «. . . علی الامام . . . والاحیاء للسنه» امام و پیشوا غیر از آنچه از طرف خدا مأمور است ندارد (و وظایف او از این قرار است . . . و احیا و زنده کردن سنت.) امام رضا (ع) نیز خطاب به یکی از شیعیان میفرماید: «احیوا امرنا» (امر ولایت ما را زنده کنید.)البته حقیقت و اساس دین قابل مردن و منسوخ شدن نیست، حقایق و اصول کلی دینی هرگز مردنی نیست بلکه آنچه میمیرد، روش اندیشیدن، اندیشه و طرز تفکر مردم درباره دین است. اندیشه و تصور واقعی و حقیقی دینی در بین مردم میمیرد و لذا مردم تصور و اندیشهای غلط از دین و ارزشهای دینی پیدا میکنند. سخن امام خمینی (س) در وصیتنامه سیاسی و الهی خود در مورد احیاء قرآن بیانگر همین موضوع است. زیرا از نظر امام خمینی (س) حقایق قرآن زنده و جاویدان است، ولی درک افراد بشر از آن میتوان درکی مرده باشد و یکی از موارد احیاء قرآن، نجات آن از مقبرهها و گورستانهاست: «ما مفتخریم و ملت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که میخواهد حقایق قرآنی که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم میزند، ازمقبرهها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجاتدهنده بشر از جمیع قیودی که برپا و دست و قلب وعقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان میکشاند، نجات دهد.»9بر مبنای این سخن امام قرآن و به تبع آن دین، مشتمل برحقایقی ثابت و پایدار و لذا زنده و جاویدان است که مرگ در آن راه ندارد، بلکه آنچه مرگ در آن راه دارد طرز تلقی و برداشت و نحوه تفکر ما نسبت به قرآن و دین و ارزشهای دینی و قرآنی است. احیاء تفکر دینی منظور از احیاء تفکر دینی، زنده ساختن و نیرو و توان وحرکت دادن به تفکر، طرز تلقی، طرز اندیشیدن و نحوه نگرش و بینش ما نسبت به دین است. تفکر دینی و اندیشه جامعهای که بر دین مبتنی است گاه دچار جمود و رکود و موت میگردد و لذا پیروان چنین اندیشه ای عملکرد ناصحیح وغیر منطبق بر حقیقت دین خواهند داشت، درچنین شرایطی میتوان سخن از احیاء تفکر و اندیشه دینی به میان آورد. اقبال لاهوری مینویسد: «. . . در ظرف مدت پانصد سال اخیر، فکر دین در اسلام عملاً حالت رکود داشته است . . . در مدت قرنهای رکود وخواب عقلی ما، اروپا با کمال جدیدت درباره مسائلی میاندیشیده است که فیلسوفان و دانشمندان اسلامی سخت به آنها دل بسته بودند . . .» مرگ تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی اسلامی یکی از بزرگترین عوامل انحطاط جوامع بشری این است که طرزتفکر افراد و جامعه در مورد مبارزه و مقابله با ظلم وستم و طرز تصور آنها در مورد عدالت و عدالتخواهی بمیرد.در این صورت جامعه دربرابر ظلم و ستم تسلیم میشود و ظلم و ستم را میپذیرد و لذا اشرار و بدترین افراد بر جامعه مسلط میگردند. امام علی(ع) در بخشی از سخنان خویش تفاوت آگاهانه و ترک امر به معروف و نهی از منکر را دلیل اصلی سقوط تمدنها میداند. «. . . لاتترکوا الامر بالامعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم.» (امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که تبهکاران بر شما چیره میشوند.)نه تنها ترک ظلم ستیزی و مرگ تفکر عدالتخواهی باعث سلطه اشرار و ستمگران بر جامعه میگردد بلکه شریعت و دین (و در واقع تفکر دینی و مذهبی) نیز قوام و پایه خود و درنتیجه قدرت پویایی خود را از دست میدهد. مام علی (ع) در این ارتباط میفرماید: «قوام الشریعه الامر بالمعروف و النهی عن المنکر.» (قوام و جوهره وجودی شریعت، امر به معروف و نهی از منکراست.) در دوران سلطه خاندان پهلوی بر این مرز و بوم تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی در جامعه ایرانی مرده بود، هیچ ندایی از جایی بلند نمیشد. هیچ امری برای تحقق معروفی و هیچ نهی برای جلوگیری از منکری ـ جز موارد جزیی ـ در زمینه ظلمستیزی و عدالتخواهی صورت نمیگیرد. عوامل متعددی باعث مرگ تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی شده بود که برخی از آنها عبارت است از:1ـ ترس از زیان مالی و جانی؛ به گونهای که افراد حفظ خود و جان خود را از عدالتخواهی و قیام برای برپایی عدالت برتر و بالاتر میدانستند و چون احساس خطرمیکردند لذا لب فرو میبستند و ظلم همچنان بر سلطه خود ادامه میداد.2ـ ضعف ایمان دینی؛ با کاهش قدرت اعتقادی افراد و سست شدن ایمان آنها، توانایی ایستادگی در مقابل ظلم و ستم را از دست داده بودند. به همین جهت از ظلمستیزی وعدالتخواهی روگردان بودند.3ـ حرص و طمع و دنیاپرستی؛ طمع و دنیاپرستی تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی را میمیراند و تفکر تملقگرایانه و چاپلوسی را احیا میسازد. وقتی انسان به دام حرص و آز گرفتار میشود، قدرت «امر به معروف» و «ستیز و مبارزه با ظلم و بی عدالتی» و جرأت بر مقابله با کژیها و نارواییها را از دست میدهد.4ـ ندادن احتمال اثر؛ یکی دیگر از عوامل عمده مرگ تفکرظلمستیزی، ندادن احتمال اثر فوری و در زمان است. به گونهای که افراد استدلال میکنند که مبارزه ما اثر ندارد و کسی آن را نمیپذیرد و بدینسان تکلیف را از دوش خود ساقط میکنند. اینگونه افراد فکر میکنند، تأثیرمقابله با ظلم و بی عدالتی باید آنی و گذرا و فوری باشد. در حالیکه در مبارزه با ظلم و ستم و بی عدالتی و قیام درراه حق همیشه نباید منتظر اثر و نتیجه بود بلکه باید آن را به مثابه تکلیف نگریست.5ـ روحیه سازشکاری و مداهنه با اهل ظلم و ستم ستمگران و جباران؛ سازشکاران توانایی ظلمستیزی و عدالتخواهی را ازدست میدهند و به علت سازش و مداهنه حاضر به همکاری با ظلم میگردند. احیاء تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی اسلامی در اندیشه سیاسی ـ فقهی امام خمینی (س) 1ـ مرگ تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی در عصر امام خمینی (س) امام خمینی (س) با مطالعات دینی و اسلامی خود و درک مسئولیت عالمان متعهد اسلامی بعنوان یک دانشمند متعهد و مسئول از همان آغاز حرکت علمی خویش در حوزه علمیه، مرگ تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی را در جامعه آن روز احساس کرد و سعی کرد جوانب این امر را بدقت مورد شناسایی قراردهد و علل آن را کشف نماید. آنگاه به مقابله با علل وعوامل مرگ این نوع تفکر بپردازد و از سوی دیگر نیز با مواعظ پیدرپی، پیامها، نامهها و مکتوبات و آثار خویش در احیاء آن بکوشد. امام امت (س) مرگ تفکر ظلمستیزی را هم در جامعه ایرانی میدید و هم در جوامع جهانی و سراسرجهانامام در مورد اوضاع داخلی میگوید: «. . . شاه استقلال سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی ما را از بین برده است و ایران را در همه ابعاد وابسته به غرب و شرق کرده است. مردم ایران را زیر شکنجه وسیاهچالهای زندان کشته است. از تمام علما و خطبا برای گفتن حقایق جلوگیری کرده است.» «آنها میخواهند که این نسل جوانی که ممکن است یک ثروت بزرگی برای یک مملکت باشد و این مملکت را جلو ببرد، این نسل جوان را کاری بکنند که به عقب برگردد. یعنی چیزی بشود بی فایده، یک امر بیفایدهای . . .» و مهمتر اینکه: «اینها میخواستند که هرقوهای که احتمال بدهند که درمقابل اجانب و اربابها میآیند و هر فکری را که احتمال بدهند که این فکر در مقابل آنهاست، اگر بتوانند، فکر را از آنها بگیرند . . . این یک برنامهای بود که روی یک حساب دقیق این کارها انجام میگرفت.»امام امت (س) در مورد اینکه مرگ تفکر عدالتخواهی همه جای جهان را فراگرفته است چنین میفرماید: تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی2: امام امت (س) در تمام ابعاد و ارزشهای اسلامی حرکت احیاگری خود را در دو بعد نظری و عملی آغاز کردند. او دربعد اندیشه و عمل آیینه تمام نمای ارزشهای احیا شده اسلامی بود. یکی از برجستهترین احیاگریهای امام خمینی(س)، احیاگری او در بعد ظلمستیزی و عدالتخواهی، مبارزه و قیام دربرابر ظلم و ستم و بی عدالتی بود و همین احیاگری بود که توانست مردم را به حرکت و پویایی وادارد و درنهایت انقلابی عظیم و شگرف در ایران به وجود آورد که تمام جهان را حرکت دهد. همین احیاگری امام در بعد ظلمستیزی و امربه معروف و نهی از منکر «امر به عدالت و نفی از ظلم» بود که انگیزه مردمیترین قیام آزادیبخش وانقلابی عدالتخواه و اسلامی گردید و آزادی و استقلال و عزت را نصیب ملت بزرگ ایران نمود و با آزاد نمودن نیروهای پرتوان درون جامعه ایرانی شگفتی ساز دوران معاصر شد. 2ـ حرکتهای اولیه امام در جهت احیاء تفکر ظلم و ستیزی وعدالتخواهی اولین حرکت امام در جهت احیاء تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی نگارش کتاب «کشفالاسرار» در سال 1324 بود. مدتها به علت از بین رفتن و مرگ تفکر امر به معروف ونهی از منکر در جوامع اسلامی در برابر تلاشهایی که برای تخریب و به جمود کشاندن دین و ارزشهای دینی صورت میگرفت هیچگونه حرکتی مشاهده نمیشد. در همین دوران کتاب «اسرارهزار ساله» توسط شخص خاصی برای تحقق چنین هدفی نگاشته شد و این موضوع درست در فضای آزاد چند ساله بعد از رفتن رضاخان و اوایل حکومت پسرش محمدرضا بود. تنها کسی که برای اولین بار دربرابر این اقدام قلم مبارزه را به دست گرفت امام خمینی (س) بود. وی با نگارش کتاب «کشفالاسرار» جواب دندانشکنی به نویسنده داد و اولین حرکت احیاگری خود را شروع نمود. وی در پایان کتاب و به عنوان نتیجهگیری چنین نگاشت: 3ـ احیاء تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی در بعد فقهی و فتوایی یکی از مهمترین و برجستهترین دیدگاه احیاگری امام دراین راستا، نظر فقهی و فتوایی ایشان است که در میان 4ـ احیاء تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی در بعد عقیدتی، سیاسی و اجتماعی امام امت (س) در سایر موارد نیز اکیداً بر موضوع ظلمستیزی و تلاش و قیام در جهت برقراری عدالت در جامعه بذل توجه نمودهاند. به گونهای که بررسی سایر آثار امام نشان میدهد که در بعد احیاگری محوریترین مسئله احیاء تفکر ظلمستیزی، تفکر قیام و مبارزه، تفکر عدالت طلبی و عدالتخواهی بوده است. در اینجا به اختصار به نمونههای کوتاهی از بیانات ایشان درمورد احیاء تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی اشاره میشود. برای نمونه درپاسخ به نامه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا مینویسد:«1ـ سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالتخواه، رسیدن به این هدف محال است. تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است؛ باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید و از رژیم غیر اسلام و غیراسلامی که در رأس رژیم منحط پهلوی است تبری کنید و با کمال صراحت مخالفت خود را اظهار و در سرنگون کردند آن کوشا باشید و در غیر این صورت روی استقلال و آزادی را نمیبینید. . . »امام امت (س) با تأسی به پیامبران که مهمترین بعد اندیشهشان ظلمستیزی و مبارزه با بی عدالتی بوده است خاطرنشان میسازند که بعثت انبیا هم برای انسانسازی است و هم برای ظلمستیزی و این درسی است که تمام پیامبران الهی به ما دادهاند: «انبیا هم که مبعوث شدند، برای این مبعوث شدند که معنویات مردم را و آن استعداها را شکوفا کنند که در آن استعدادها بفهمند به اینکه چیزی نیستیم و علاوه بر آن مردم را، ضعفا را، از تحت سلطه استکبار بیرون بیاورند. . . »در جای دیگر همین موضوع را با بیان دیگری مطرح میکنند: «نبوت اصلاً آمده است و نبی مبعوث است برای اینکه قدرتمندهایی که به مردم ظلم میکنند پایههای ظلم آنها را بشکنند. . . »و باز میفرمایند: «. . . یکی از کارهایش (پیامبر (ص)) هم این بود که همین جمعیت مستضعف را مقابل مستکبر تجهیز میکرد، با تبلیغاتی که میکرد، مهیا میکرد، تجهیز میکرد برضد آنها، برضد مستکبرین . . .»پیامبر اسلام (ص) نیز بعثتش برای احیاء تفکر ظلمستیزی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی بوده است. سیره و سنت رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز همین را نشان میدهد و رسول خدا (ص) و ائمه اطهار الگوی راستینی برای ما هستند. نمونههای از احیاگری های دیگر حضرت امام (س) در بعد ظلمستیزی و عدالتخواهی همانطور که گذشت احیاگری در اندیشهها امری ضروری و اجتنابناپذیر است و امام امت (س) بعنوان یک عالم و اندیشمند اسلامی نمیتواند دربرابر مرگ تفکرات دینی و اعتقادی ساکت بماند، لذا دست به تحقیق رسالت الهی خویش در این زمینه میزند و احیاگری تفکر دینی را بر عهده گرفته و لذا در تمام ابعاد اندیشهها و تفکرات اسلامی بر مبنای آیین اسلام و مقتضیات عصر خلاقانه و با بصیرت باطنی به احیاگری و اصلاح پرداخت. احیاء این ارزشهای والای دینی هرچند خود فینفسه ارزشمند و باعث حیات جامعه اسلامی است ولی در احیاء اندیشه ظلمستیزی و عدالتخواهی نیز نقشی اساسی و تعیینکننده دارد و مرگ و رکود آنها باعث مرگ اندیشه ظلمستیزی وعدالتخواهی میگردد. در این جهت میتوان از موارد متعددی نظیر؛ احیاگری حضرت امام خمینی (س) در زمینه ولایت و حکومت اسلامی، احیاء اندیشه عدالت اجتماعی مقابله با رفاه طلبی، احیاء اندیشه انتظار فرج و غیبت امام عصر(عج)، احیاء قیام و مبارزه در راه حق، احیاء روحیه ایثارگری و شهادتطلبی در راه خدا، احیاگری در مسائلی چون مفهوم صبر، توکل، زهد، آخرتگرایی و . . . یاد کرد. در اینجا به اختصار به چند مورد از احیاگریهای حضرت امام (س) که ارتباط تنگاتنگ و جدایی ناپذیر با مسئله ظلمستیزی و عدالتخواهی دارند میپردازیم: 1ـ احیاء ولایت و حکومت اسلامی امام امت (س) هم در بعد تئوری و نظر و هم در بعد عملی ازاحیاگرانی است که به احیاء ولایت و رهبری در اسلام پرداخت. ولایت کلید مقابله با ظلم و ستم و بیعدالتی و والاترین راهنما و ابزار تحقق عدالت در جامعه است. همچنانکه در حدیثی از امام محمد باقر (ع) فرموده است: «بنی الاسلام علی خمس: علی الصلوة و الزکاة و الصوم والحج و الولایة و لم یناد بشیء کما نودی بالولایة» (اسلام بر پنج چیزی بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، و به هیچ چیز مانند ولایت سفارش نشده است.) 1ـ چرا ولایت برترین بنای اسلام است زیرا کلید تمام عبادات و به ویژه کلید مبارزه و قیام در راه خدا و ظلمستیزی و عدالتخواهی است. همچنانکه امام باقر (ع) در پاسخ زراره در مورد برترین اینها فرمود: «الولایة افضل لانها مفتاحهن والوالی هو الدلیل علیهن»(ولایت و رهبری برتر است زیرا ولایت کلید آنها و ولی امر و رهبر راهنما و رهبر مردم برای انجام آنها است.) 2ـ احیاء اندیشه عدالت اجتماعی و مقابله با رفاه طلبی همانطور که گذشت، احیاء حکومت اسلامی خود دارای هدفی برتر یعنی تحقق ظلمستیزی و عدالتخواهی در جامعه است. حکومت اسلامی بزرگترین عامل و نیرومندترین ابزار برای اجرای عدالت اجتماعی است اما از سوی دیگر باید دانست که حکومت اسلامی خود مبتنی و متکی بر «عدالت» است و اجرای قوانین در درون جامعه اسلامی باید بر اساس عدالت و دوری از تبعیض و ظلم و ستم صورت گیرد. بنابراین احیاگری در این زمینه نیز خود حایز اهمیتی والاست و امام امت (س) در این بعد از ابعاد فکری اسلام نیز تلاش و کوشش بی دریغ خود را در جهت احیاء اندیشه عدالتخواهی و مبنا قرار دادن عدالت در تمام امور به کارگرفت. برای نمونه در وصیتنامهاش به قاعدهای بنیانی در اجرای قوانین و تشکیل حکومت اشاره مینماید: «. . . اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگران و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و . . . چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود، این دعوا مشابه آن است که گفته شود، قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود.» تفکر ظلمستیزی و عدالتخواهی3 امام امت (س) در بعد فقهی، سالها قبل در نجف اشرف، آنجا که بحث حکومت اسلامی را در کتاب «البیع» مطرح مینماید به ضرورت وجود عدالت اجتماعی اشاره مینماید و هدف والای حکومت اسلامی را برقراری عدالت و قوانین عادلانه میداند و اسلام جز این چیزی نمیخواهد: «اسلام برای برپایی حکومت عادلانه بپاخاست، که در آن قوانین مالیاتی و بیتالمال و گرفتن آن (مالیات) از جمیع طبقات بر مبنای عدل است. . . و نیز قوانین مربوط به قضاوت و حقوق نیز به روشی مبتنی بر عدل و سهولت تشریع گشته است.» از سوی دیگر باید دانست که امام خمینی (س) برای احیاء مفهوم عدالت اجتماعی در اندیشه دینی به برخی از موضوعات و فروعات عدالت اجتماعی ـ به ویژه بعد اقتصادی آن ـ اشاره نمودهاند که هریک از آنها هم بیانگر اهمیتی است که حضرت امام (س) برای مسئله عدالت اجتماعی و مقابله با فقر و تبعیض و ظلم و ستم قائل بودند و هم بیانگر این است که احیاء اندیشه عدالت اجتماعی از دیدگاه حضرت امام (س) باید در تمام ابعاد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه صورت گیرد. درغیر این صورت عدالت اجتماعی در جامعه تحقق نخواهد یافت. برخی از مهمترین فروعات عدالت اجتماعی مطرح شده در بیانات حضرت امام (س) عبارتند از: 1) اصل حمایت از مستضعفان، محرومان، فقرا و مردم تحت ستم یکی از بنیادیترین اندیشهها و حرکتهای حضرت امام (س) را اصل دفاع از ضعفاء و مظلومان و تاختن به ستمگران و ظالمان تشکیل میدهد. این موضوع سرلوحه قیام آن بزرگوار را تشکیل میدهد. در یک جا، در بحثی که از شیوه سلطه استعمارگران بر مردم جهان سوم مطرح کرده و در آن به ایجاد شکاف طبقاتی توسط بیگانگان و عمال سیاسی آنها اشاره کرده است میفرماید: «. . . ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم.»در جای دیگری، در اوان پیروزی انقلاب اسلامی در مورد مقابله با فقر و بی عدالتی در جامعه اسلامی و ضرورت مقابله قاطع و پیگیر از آن میفرماید: «. . . این فقیرها عیال خدا هستند، باید اداره بشوند، خداوند امر کرده است که فقرا را اداره کنیم. یک دسته غنی بنشینند کنار و اینها، بیچارهها به فقر بگذرانند. . . این نمیشود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. . . این یک خطری برای مردم است. . .» 2)اصل مقابله با مرفهان و زراندوزان امام خمینی (س) در تأکیدی که در جهت احیاء عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی دارند؛ یکی از اصول و مبانی عمده و اساسی در جهت تحقق چنین ایده مقدس و والایی را مبارزه و مقابله با مرفهان بیدرد، زراندوزان و کسانی میدانند که با انباشت سرمایهها باعث ایجاد فاصله طبقاتی و پیدایش فقر و بیعدالتی در جامعه میگردند. از دیدگاه امام، این یک اصل اصیل و بنیادی اسلامی است و اسلام مبارزه با مرفهان بیدرد، زراندوزان، سرمایهداران و جهانخواران را در سرلوحه برنامههای خویش قرار داده است و این موضوع صرفاً یک توصیه اخلاقی و انسانی ـ آنگونه که خیلیها به ویژه طرفداران اسلام آمریکایی میپندارند ـ نیست، بلکه اصلی است بنیادین و اصولی و وظیفه حکومت اسلامی، فقه، فقها و اندیشمندان و تمام آحاد جامعه اسلامی است که در یک چنین مبارزهای شرکت نمایند: «همه کسانی که دارای اموال زیاد هستید، . . . باید بنشینید و فکری بکنید خودتان، البته [اگر] آنها فکر نکنند ما فکر میکنیم. این طور نیست که ما فکر نکنیم. . . ما خودمان آنها را که دارای اموال زیاد هستند به حساب میکشیم و حسابهایشان را رسیدگی میکنیم.»53 3) اصل نفی شکاف طبقاتی (اقتصادی) شکاف طبقاتی، بیانگر وجود فاصله زیاد میان اقشار دارا و غنی و اقشار فقیر و کمدرآمد جامعه است. فاصلهای که در اثر وجود آن فقیر احساس فقر میکند و غنی احساس میکند و با دارایی خود در رده برتری قرار دارد. شکاف طبقاتی بیانگر وجود فقر در درون جامعه و غنای بالای عدهای خاص است. در مقابل شکاف طبقاتی (اقتصادی)، تعدیل وجود دارد که بیانگر این است که هرچند فاصله وجود دارد ولی فاصلهها ناچیز است و فقر در جامعه احساس نمیشود نه اینکه جهتگیری اقتصادی در جامعه به گونه ای باشد که ثروتهای کلان و دارائی های ناروا (و نامشروع و به اصطلاح امروزی باد آورده) در دست افراد معدودی جمع نگردد و دیگران از همه امکانات محروم باشند. به تعبیر امام خمینی (س): «. . . این معنا امروز دیگر عملی نیست که یک دستهای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند، به طور اعلی تحقق پیدا کند، پارکها، اتومبیلها و . . .، یک دسته هم این زاغهنشینها باشند که اطراف تهراناند . . . این نه منطق اسلامی دارد، نه منطق انصافی . باید فکری بکنید که این تفاوت طبقاتی به اینطور نباشد. یک تعدیلی بشود. اسلام تعدیل میخواهد.» 4) اصل دخالت دولت و اقتصاد آزاد امام امت (س) نه تنها بر نفی زراندوزی، شکاف طبقاتی و فقر تکیه میکند بلکه مهمتر از همه قائل به دخالت دولت برای ایجاد تعدیل اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه است. به همین جهت اندیشه آزادی اقتصادی به مفهوم غربی «لسهفر» را منتفی میداند. بر این اساس دولت اسلامی دارای دو وظیفه اساسی است: یکی درنظر گرفتن و اجرای سازوکارهایی برای فعالیتهای اقتصادی جامعه و افراد در درون جامعه تا شکافهای اقتصادی از بین برود و لذا زندگی متوسطی برای افراد جامعه بوجود آید. به گونهای که نه عدهای بتوانند به ثروتهای کلان دست یابند و نه دیگران دچار فقر و فاقه گردند. بعلاوه ثروتمندان نمیباید در حکومت نفوذ کنند و مال و ثروت را ابزار فخرفروشی و کسب مقامات سیاسی بنمایند. دوم اینکه وظیفه حکومت است که جهتگیری خود را متوجه محروومان و مستضعفان نماید: 3ـ احیاء اندیشه انتظار فرج موضوع انتظار فرج از مسائل بنیانی و تعیین کننده سیاست اسلامی است؛ به گونهای که پیامبر اسلام (ص) آنرا عبادت میداند و امام صادق (ع) به نقل از پدران بزرگوارش میفرماید:«المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فیسبیلالله»56 (منتظر امر [فَرجِ] ما، بسان کسی است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.) دهها روایت در مورد اهمیت، ارزش و قداست انتظار فرج، آمادگی برای انتظار فرج و دعا برای تعجیل در فرج امام عصر (عج) وارد شده است. از سوی دیگر باید دانست منتظر کسی است که آمادگی لازم برای قیام حضرت مهدی (عج) را داشته باشد، لذا باید علاوه بر معرفت حجت خدا و پیوند معنوی با او، از تقوی، پاکی نفس، ایمان والا و تمام خصایص یک رزمنده و مجاهد فیسبیلالله که آماده قیام در راه خدا است برخوردار باشد.متأسفانه مسئله سیاسی و اخلاقی و سرنوشتساز انتظار فرج به دلایل چند چون عافیتطلبی، ضعف ایمان، ناتوانی اخلاقی، فقدان شهامت و شجاعت روحی، ترس، یأس و خوف، فقدان امید به آیندهای درخشان، درک غلط از دین و مفاهیم دینی و . . . دچار تحریف شده و تبدیل به اندیشه مرده و مرگآور شده است. این موضوع به ویژه در دوران سلطه رژیم پهلوی همراه با برخی از حرکتهای تعمدی و آگاهانه رشد یافته و چهره سازنده اتظار در پشت غبار خرافات و سوءفهم ها و تحریفات پنهان شده بود. در این میان امام خمینی (س) برتر از بسیاری از احیاگران در این بعد از ابعاد اندیشه دینی نیز دست به احیاگری و زنده کردن روح این اندیشه و برداشتن نقاب از چهره راستین آن نمود. امام امت (س) در تعابیر خود اصل سازنده انتظار را در همان مفهوم مثبت آن پذیرفت و در عین پذیرش شکل صحیح آن را بیان نمود: «همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار، خدمت کنیم، انتظار فرج، انتظارات قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاءا... تهیه بشود.»57امام امت (س) همچنین به بیان دیدگاهها و برداشتهای غلط از مسئله انتظار فرج پرداخته است. مهمترین این دیدگاهها ازنظر ایشان عبارت است از:1ـ دیدگاهی که تنها به دعا برای تعجیل در فرج آن حضرت (عج) میپردازد و لاغیر.2ـ دیدگاهی که انتظار فرج را به معنای فقدان مسئولیت و بیتکلیفی میداند. 4ـ احیاء قیام، مبارزه و جهاد در راه حق یکی از بنیادیترین احیاگریهای حضرت امام (س) در اندیشه دینی در بعد ظلمستیزی و عدالتخواهی احیاء مفهوم «جهاد»، «قیام» و «مبارزه» است.مفاهیمی چون قیام، مبارزه، جهاد و . . . در اندیشه امام جایگاهی والا و 5ـ احیاء روحیه ایثارگری و شهادتطلبی در راه حق یکی از برجستهترین ابعاد احیاگری حضرت امام (س) در بعد مبارزه، قیام و عدالتخواهی، احیاء روحیه ایثارگری و شهادت طلبی در جامعه اسلامی بود. سلطه مادیات بر افکار و عقاید مردم ایران و سایر جوامع اسلامی آنها را از معنویات بریده و روحیه ایثار در راه خدا و معنویات را از آنها گرفته بود. کمتر کسی حاضر بود در راه خدا و آرمانهای متعالی دین اسلام، جان برکف نهاده و هستی خود را برای مقابله با ظلم و ستم و بیداد قربانی نماید. امام امت (س) از یک سو با درک این مسئله و از سوی دیگر با احساس ضرورت ایثارطلبی در راه خدا و در جهت تحقق عدالت و رهایی از ظالمین و ایثارگران و اینکه احیاء این موضوع تنها در سایه اعتقادی عمیق به مفهوم عدالتطلبی و ظلمستیزی و ایثارگری در این راه تحقق مییابد با توجه به مبادی اعتقادی و معنوی و ضرورت آنها برای چنین مسئلهای به احیاء این روحیه عظیم به ویژه در میان جوانان پرداخت. در مورد ضرورت وجود مبانی و اعتقادات معنوی و اخلاقی برای تحقق روحیه ایثار و شهادت میفرماند: «من نمیتوانم باور کنم که کسی مبادی معنوی نداشته باشد و برای مردم کوشش کند. . اینهای که مبادی معنوی دارند، اینهایی که خدا قائلند، آنهایی که جزا قائلند، آنهایی که عطا قائلند، اینها تعقل دارد که یک کسی جان خودش را بدهد یک جان بالاتر بگیرد، همه چیزش را بدهد از خدا زیادتر، آنقدری که هیچ چشمی نمیتواند ببیند و هیچ گوشی نمیتواند بشنود. . .» بر این اساس امام خمینی (س) اهل باور، اهل حق و حقیقت و موحدان را فرامیخواند که با دارا بودن چنین اعتقاد و مبنایی میتوان دارای چنین روحیهای گردید. کسیکه به خدا اعتقاد دارد به راحتی میتواند خود را آماده ایثار و قربانی در راه حق نماید ولی کسیکه فاقد چنین اعتقاداتی است، نمیتواند این روحیه را در وجود خویش بپروراند.علاوه بر اعتقاد خداباورانه، پاکی نفس، تهذیب باطن و تصفیه درون نیز از شرایط آمادگی برای ایثار و گذشت در راه خدا و ارزشهای متعالی انسانی میباشد. چه تا زمانی که پاکی نفس و تصفیه باطن صورت نگیرد، انسان نمیتواند آماده ایثار و گذشت باشد. آری «جهاد اکبر» مقدمه و زمینهساز ضروری و حیاتی برای «جهاد اصغر» است. امام امت (س) در سخنان خود در این زمینه میفرماید: «اگر نفس خودتان را تصفیه کردید، باک از هیچ چیز نداشته باشید، مردن چیز سهلی است، چیز مهمی نیست. این است که حضرت امیر (ع) مولای همه ما میفرمود که من به موت آن قدر انس دارم که بیشتر از انسی که بچه به پستان مادر دارد. . . »علاوه بر دو عامل فوق یعنی ایمان و تقوی، امام امت (س) با «سعادت» دانستن شهادت، ایثار و جانفشانی در راه خدا، به مردم و به ویژه جوانان میآموزد که هدف هستی و خلقت شما آدمیان سعادت است و شهادت فینفسه خود سعادت است و سعادت همیشگی و جاودانی است، زیرا شهادت حیات و زندگانی جاویدان و ابدی است و انسان شهید در پیشگاه خداست و لذا همیشه زنده است. از چنین دیدگاهی شهادت رهایی و رستگاری است؛ شهادت فوز عظیمی است که ارزش استقبال از آن یکی از بالاترین ارزشهای وجودی انسان است. این است که امام میفرماید: «شهادت برای مسلم، برای مؤمن سعادت است، جوانهای ما شهادت را سعادت میدانند، این رمز پیروزی است. . .»و در جایی دیگر یکی از مهمترین تفاوتهای مکتب اسلام با مکاتب بشری را در سعادت داشتن ایثار و شهادت میداند: «یکی از فرقهای مکتب اسلام، مکتب توحید با مکتبهای انحرافی، مکتبهای الحادی این است که رجال این مکتب شهادت را برای خودشان فوز عظیم میدانند «یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظیماً»از شهادت استقبال میکنند چون قائل هستند به اینکه ما بعد از عالم طبیعت، عالمهای بالاتر، نورانیتر از این عالم است. امام امت (س) همچنین در جهت احیاء این امر بزرگ الهی، گاه آن را مساوی با «پیروزی» دانسته است و زمانی نیز آن «حیات و زندگانی» مینامد. برتر از این دو مورد، در بیانات خود شهادت و گذشت را عزت ابدی، چراغ هدایت آدمیان، فخر ملت، هدیه الهی، میراث اولیا، آزادی روح، شیرینتر از عسل و اوج بندگی و . . . میداند. برای نمونه میفرماید: «برادران من! خواهران من! عزیزان من! مصمم باشید! از ترور نترسید! از شهادت نترسید و نمیترسید. شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. . .» امام امت (س) علاوه بر تبیین مفهوم شهادت و ایثار و جایگاه والای آن به بیان اهمیت، جایگاه و ارزش متعالی شهدا و ایثارگران نیز پرداختهاند. شهدا مقصدی عالی و متعالی دارند، هدف آنها رهایی از یوغ ستمگران و بیدادگران است. هدف برتر آنها تحقق ارزشهای عالی اسلام، جانبازی و فداکاری در راه اسلام، تداوم راه و رسم پیامبر اسلام (ص)، مخالفت با جباران، راهشان راه اولیای الهی و کار آنها آبیاری درخت آزادی و ایمان با خون پاک خود میباشد. از سوی دیگر امام امت (س) در مصاحبه ای در جواب به سؤالی فرمودند: «البته طرفداران ما نمیخواهند جلوی گلولهها بروند، آنها میخواهند حق خودشان را استیفا کنند و مسالمت هم میکنند، لکن آن شاه است که امر میکند به کشتن آنها و برای احقاق حق، این امر ضروری.»73امام امت (س) در جهت احیاء فلسفه راستین ایثار در راه خدا، تضحیه و شهادت به موضوع فقدان ترس و هراس از مرگ و شهادت نیز اشاره میکند و نترسیدن از مرگ و آمادگی برای شهادت را در حد معجزه میداند. زیرا شهادت برای خداست و با کشته شدن رضایت او جلب میشود و اسلام حفظ میگردد.برای احیاء اسلام خون دادن و از هیچ چیز نهراسیدن در حد اعجاز است و از صفات انبیاء و اولیای الهی است و این موضوع فقدان ترس و هراس اختصاص به مردان جنگی ندارد بلکه خانمها را نیز شامل میگردد: «این یک معجزه است، یک معجزه بزرگ است که شما خواهران و برادران را با هم همصدا و با مشتهای گره کرده در مقابل قدرتهای شیطانی ایستادهاید. معجزه اسلام است، این قدرت اسلام است که در شما تجلی کرده است.» [ دوشنبه 14 مرداد ماه سال 1387 ] [ 4:52 PM ] [ بهرام کریمی ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||